عطا محمد از تربت‌ جام قد کشيد ودر «بانه» پر کشيد
 
ويژه‌نامه - ويژه نامه پلاک عزت - مورخ یکشنبه 1392/06/31 شماره انتشار 18508
 

شهيد عطامحمد حسين زاده متولد سال ۱۳۴۶ اهل روستاي «بزو» شهرستان تربت جام بود که در سال ۱۳۶۶ در منطقه عملياتي «بانه» در کردستان شربت شهادت را نوشيد و به خيل همرزمان شهيدش پيوست.

در يکي از محلات شهر تربت جام ميهمان خانواده اين شهيد عزيز مي شويم، پدر و مادر اين شهيد به ديار باقي شتافته اند و تنها بازماندگان او همسر و دختر او هستند. دخترش پرستار است و در خانه حضور ندارد اما همسر اين شهيد که از مسلمانان اهل سنت خطه خراسان رضوي است ميزبان ما شده و از چگونگي آشنايي اش با شهيد مي گويد. او مي گويد: آشنايي ما با شهيد عطامحمد از بچگي بود و رفت و آمد خانوادگي داشتيم. روحيات اخلاقي فوق العاده اي داشت و بسيار متدين بود که در روستاي بزو هم شناخته شده بود. اواخر سال ۶۴ يعني يک سال قبل از شهادت اين شهيد ما با همديگر ازدواج کرديم و ثمره اين ازدواج هم يک فرزند دختر است.

هر وقت به خانه مي آمد از روحيات رزمندگان مي گفت

وي مي گويد: عطامحمد سرباز ۱۱ ماه خدمت بود و هر نوبت که از جبهه به مرخصي مي آمد از حال و هواي جبهه و دفاع از انقلاب اسلامي و روحيات بسيجيان، ارتشيان و سربازان سخن مي گفت، يادم مي آيد در آخرين نوبتي که وي را براي حضور در جبهه بدرقه کرديم ايشان وقتي از جلوي مزار شهداي روستا رد مي شد خطاب به من و اطرافيان گفت: ان شاءا... چند روز ديگر شما هم براي من اين شعار که «اين گل پرپر ماست، هديه به رهبر ماست» را سر خواهيد داد و چند روزي نگذشت که خبر شهادت او را به ما دادند و...

نگاهي به تمثال شهيد و چند عکس يادگاري او با همرزمانش که برخي شهيد شده اند مي اندازد و مي گويد: شهيد حسين زاده با رفتنش به وحدت و برادري مسلمانان منطقه کمک کرد و امروز با گذشت ۲۶ سال از شهادت او، هنوز هم ياد و خاطره اش زنده است و مردم به حرمت جايگاه و مقام رفيع او به ما به عنوان بازماندگان شهيد اهل سنت احترام مي گذارند، در مراسم و مجالس يادبود شهيد شرکت مي کنند و.... همسر اين شهيد که از روزهاي خداحافظي شهيد براي حضور در جبهه خاطرات تلخي در ذهن دارد مي گويد: روزي که فرزندمان به دنيا آمد خوشحال بود و توصيه مي کرد که مراقب او باشم و فرزندي با تربيت اسلامي تحويل جامعه بدهم که در اين راستا تلاش کرده ام و اميدوارم که شهيد از ما راضي باشد.