ستاره كویر هنوز حسرت گذشته را می خورد
وقتی نام کویر برده می شود، بی درنگ در ذهن انسان بیابانی لم یزرع، گرمای بیش از اندازه هوا، کم آبی و گرد و خاک تداعی می شود. هیچ کس نیست که با شنیدن نام کویر، به یاد کوه های سر به فلک کشیده و درختان کهنسال و سرسبز بیفتد.اما از آن جایی که آفریدگارم خالق شگفتی هاست، به سرانگشت قدرت در میان بیابان های لم یزرع کوه های سر به فلک کشیده و درختان سرسبز را در عین کم آبی و عطش می آفریند؛ و شهر کاخک یکی از همین مناطق است.این که از کدام مسیر وارد شهر کاخک در ۲۲ کیلومتری جنوب شرقی شهرستان گناباد شوی، زمین تا آسمان تفاوت دارد. اگر از مسیر شمال یعنی از گناباد عازم کاخک شوی، تنها و تنها بیابان هایی را نظاره خواهی کرد که به ندرت می توان در آن از سرسبزی نشانی دید. اما مسیر جنوبی شهر حال و روزش فرق می کند. از میان کوه های جنوب شهر که می گذری طبیعت زیبای کوه پایه ای بی اختیار تو را در میان آرزوهای داشته و نداشته ات غرق می کند. اگرچه جاده ای که به تازگی افتتاح شده است و از شهر آیسک و روستای کریمو از توابع شهرستان سرایان به کاخک می رسد، هنوز در برخی نقاط خط کشی و علایم ندارد و حتی بعضی قسمت هایش خاکی مانده اما این مسیر زیبا جزو زیباترین مسیرهای عبور و مرور استان است که متأسفانه خواسته یا ناخواسته کمتر معرفی شده است.سد کاخک (شهید نوری) که در فاصله چند کیلومتری جنوب شهر قرار دارد، آن چنان خشک و بی آب است که اگر از بالا نگاه کنی مخزن و پایاب سد را نمی توانی تشخیص دهی.با نزدیک شدن به شهر کاخک به تعداد انواع درختان میوه از جمله هلو، بادام، زردآلو و گردو اضافه می شود. اگر کمی حواست جمع باشد، درختان کهنسالی را خواهی یافت که با عمری حدود یک صد سال سر بریده شده است و سر شاخه های بریده شان حکایت دردی آشنا دارد. این جا درختان یا بر اثر وجود کرم خراط از بین رفته است یا سرمای زمستان سال ۱۳۸۶ چنان تازیانه ای بر پیکرشان زده که برای همیشه آثار آن را روی جان و تن حس خواهند کرد، البته اگر عمری برایشان باقی مانده باشد.کاش می شد به روشی جادویی پای صحبت این درختان کهنسال نشست درختانی که لااقل یک صد سال عمر دارند و اگر حرف هایشان را بشنوی برایت از مردان و زنانی سخن خواهند گفت که در عین سادگی و بی آلایشی در این دنیا زیستند و بدون حتی ذره ای پایمال کردن حق دیگری، عازم سفر آخرت شده اند. انسان هایی که متأسفانه امروز تعداد انگشت شماری از آن ها باقی مانده است... چقدر این دنیا زودگذر است.اگر خسته نباشی و لحظه ای کنار جاده بایستی، صدای چشمه سارهایی که آب، این نعمت الهی را به شهر کاخک هدیه می کنند، خواهی شنید.اگرچه ساکنان این شهر معتقدند مقدار آب شهر از ۱۰ جوی به ۲ جوی کاهش یافته اما همین مقدار هم شریان حیاتی شهر است.بر خلاف شهرهای بزرگ در این جا خبری از دود و انواع آلودگی ها نیست حتی ساختمان های چند طبقه هم در این شهر زیبا و خوش آب و هوا جایی ندارد.در ورودی شهر به جای ساختمان های رنگارنگ، درختان یک رنگ به استقبالت می آیند. از میان این درختان هم که بگذری از مسیر جنوبی، اولین نقطه شهری که به خود فرا می خواندت، بارگاهی معنوی متعلق به یکی از فرزندان گرانمایه امام موسی کاظم(ع) معروف به امام زاده سلطان محمد عابد(ع)، برادر گرامی امام رضا(ع) است. اینجا شهر زیارتی و ییلاقی کاخک است. جنوبی ترین نقطه خراسان رضوی، اگر به این نقطه شهر رسیدی و توفیق دست داد که به زیارت مضجع نورانی این زاده اهل بیت(ع) بروی، شک نکن که با پای خود نیامده ای و تو را به آن جا فراخوانده اند. در میان شهرهایی که در این سفر خبری به آن جا سری زدیم به جرأت می توان گفت: کاخک تنها شهری بود که از فضای سبز آن نمی شد یا لااقل به سختی می شد اشکال گرفت.کاخک تنها ۵ یا ۶ خیابان اصلی دارد که همه آن ها پوشیده از درختان کهنسال عموما از نوع توت و چنار است. اصلا شناسه میدان اصلی شهر درخت چناری است که به گفته خیلی ها بیش از ۷۰۰ سال عمر دارد.شهر کاخک را به خیلی از نمادها می توان شناخت، سرسبزی، خوش آب و هوایی، آبشارهای زیبا و طبیعی، آسیاب های آبی، زعفران، بادام، گردو، برگه زردآلو، کره، سرشیر، ماست، کشک، پنیر و عسل از جمله مهم ترین این نشانه هاست اما آن چه این شهر زیبا و البته مظلوم را بیشتر مطرح کرد، زلزله مخرب سال ۱۳۴۷ بود.مردم این شهر معتقدند کاخک قبل از زلزله حدود ۲۰ هزار نفر جمعیت داشت؛ پس از جان باختن بیش از ۳ هزار و ۵۰۰ نفر بر اثر این واقعه دردناک، و از بین رفتن قسمت عمده شهر بسیاری از اهالی شهر را ترک کردند. اما مسئولان این آمار را قبول ندارند و تعداد ساکنان آن زمان شهر را حدود ۷ هزار نفر می دانند. حتی اگر همین ۷ هزار نفر را هم تعداد ساکنان شهر قبل از زلزله بدانیم، با آگاهی از این که این شهر الان ۵ هزار نفر جمعیت دارد، این سوال پیش می آید که چطور پس از گذشت ۴۱ سال نه تنها جمعیت کاخک افزایش نیافته بلکه ۲هزار نفر نیز کمتر شده است.«این شهر دومین شهر کشور از لحاظ جمعیت افراد کهنسال است»؛ به همین دلیل در کوچه ها و خیابان های شهر از حضور جوانان خبری نیست. گویی شادی و نشاط از این شهر رخت بربسته و کاخک را به شهر سالمندان تبدیل کرده است.فضای خشک شهر کاخک خود را بیشتر به تو نشان خواهد داد اگر به تمام معابر شهر سری بزنی و این در حقیقت بهای حضور دیو زشت خوی خشکسالی در این شهر و روستاهای اطراف است.برای من و همکارانم که تنها ساعاتی را در این شهر به سر بردیم، درک مشکلات و سختی های مردم کار دشواری بود. اصلا در تصور نمی گنجد شهری که یکی از اصلی ترین مراکز گردشگری و زیارتی در جنوب استان است، این چنین به سختی با مشکلات مالی و اقتصادی دست و پنجه نرم کند؛ توجه به این شهر سرسبز نیازمند مدیرانی است که با حضور میدانی در کاخک از نزدیک با مسائل و مشکلات آشنا شوند.وقتی پای صحبت ساکنان خونگرم این دیار می نشینم جدی ترین نکته را یکی از کسبه شهر کاخک بر زبان می آورد و می گوید: «اصلا به فرض این که کاخک بهترین مکان گردشگری استان باشد، ما باید چه بخوریم؟ درآمد ما از کجا باید تأمین شود؟ فرزندانمان در کدام کارگاه و کارخانه باید سرکار بروند؟«سید حاجی میرشاه میری» قرآنی را از داخل ویترین مغازه کوچک و محقرش خارج می کند و می گوید: به همین قرآن قسم روزهایی می شود که حتی صد ریال هم فروش ندارم و شب ها دست خالی به خانه بر می گردم.وی که بغض گلویش را گرفته است، اضافه می کند: سال ها پیش من از تهران برگشتم تا در شهر خودم زندگی و گذر ایام کنم اما با توجه به این شرایط به زودی شهر را ترک می کنم و به تهران بازخواهم گشت.وی با اشاره به تعداد اندک جوانانی که در خیابان حضور دارند، اظهار می دارد: فکر می کنید برای چه این شهر تبدیل به خانه سالمندان شده است برای این که کاری در شهر و روستاهای اطراف نیست و در نتیجه بیشتر جوانان کاخکی برای کارگری به شهرهای دیگر از جمله مشهد، تهران و گناباد می روند. وی ادامه می دهد: کاری هم که آن ها انجام می دهند شغل درآمدزایی نیست و بیشترشان در نانوایی ها مشغول هستند.این شهروند کاخکی می افزاید: همه کسبه شهر وضعشان خراب است، تمام مردم به سبب وام های مختلف به بانک ها بدهکار شده اند و قدرت خرید مردم به صفر نزدیک شده است.«رمضانی» از فرهنگیان کاخک هم کوچک بودن محیط شهری و مستقر نبودن کارخانه ها و کارگاه های تولیدی را دلیل اصلی مهاجرت مردم به دیگر نقاط می داند و می گوید: این شهر در حالی که از ۶۹ سال پیش شهرداری داشته، اما نتوانسته است در ابعاد اقتصادی رشد کند.وی اضافه می کند: روزگاری کاخک مرکز فروش ابزارآلات آهنی کشاورزی، ظروف مسی، چوب و چاقو در منطقه بود اما این روزها آخرین چاقوساز کاخکی که دلش به گرمای کوره کوچک و ضرب آهنگ دلنواز پتکش گرم بود، در بستر بیماری افتاده است.یکی دیگر از شهروندان کاخکی با اشاره به وقوع خشکسالی های پی درپی در منطقه می گوید: روزگاری ۱۰ جوی آب هم قابلیت جمع آوری آب های ورودی به شهر کاخک را نداشت اما امروز اندکی آب تنها در ۲ جوی این شهر جریان دارد.«خادمی» از رانندگان تاکسی شهر نیز می افزاید: مجبوریم مغازه داری کنیم، آن قدر تقاضا برای جابه جایی درون شهری کم است که اقساط تاکسی ام را از جیب خود یا با قرض گرفتن تامین کرده ام. آخر چه کسی حاضر است در شهری با اوضاع و احوال کنونی کاخک ۴۰۰ تومان برای مسیرهای شهری پرداخت کند.وی در مورد گازرسانی به شهر نیز می گوید: بیشتر مناطق از نعمت گاز برخوردار شده اند اما چند کوچه باقی مانده که معلوم نیست به چه دلیلی گازکشی نمی شود.وی با اشاره به عرض کم جاده ارتباطی کاخک به گناباد اظهار می دارد: در حالی که فاصله کاخک تا مرکز شهرستان تنها ۲۴ کیلومتر است اما جاده کم عرض ارتباطی موجب شده است در ایام خاص مانند روزهای عاشورا، تاسوعا، اربعین و دهه آخر صفر شدت ترافیک در این مسیر افزایش یابد.وی در ادامه با اشاره به میزان بهره برداری از زمین های کشاورزی منطقه می گوید: به دلیل خشکسالی های مداوم کارایی زمین های کشاورزی کاهش یافته است و به نظر می رسد میزان محصول دهی این اراضی هم اکنون تنها ۵ درصد سال های قبل است.«صداقتی» از کشاورزان کاخک نیز به گزارشگر اعزامی خراسان می گوید: بسیاری از درختان گردو و بادام بر اثر شیوع آفت کرم خراط در حال نابودی است، در حالی که تعداد زیادی از درختان نیز به دلیل سرمای سال ۱۳۸۶ نابود شده است.وی می افزاید: در کاخک سه طبقه اجتماعی کاسب، کارمند و کشاورز زندگی می کنند که بهترین آن ها کارمندان دولت و ضعیف ترین و آسیب پذیرترین قشر نیز کشاورزان هستند.وی ادامه می دهد: آن هایی که کارمند هستند چون از درآمد خود مطمئن هستند، به راحتی برای ازدواج و تهیه اقلام ضروری زندگی برنامه ریزی می کنند اما وای به روز کشاورزان و کاسبان!«فرهادی» از دیگر شهروندان کاخکی نیز با بیان این پرسش که آیا مسئولان تا به حال نامی از کاخک شنیده اند وارد بحث می شود و اضافه می کند: کاخک از شهرهای فراموش شده در کشور است.وی خطاب به گزارشگر اعزامی خراسان می گوید: این مردم انتظار دارند «روزنامه خراسان» صدای مردم شهر فراموش شده کاخک را به گوش مسئولان برساند.یکی از ساکنان خیابان شهید منتظری کاخک نیز در حالی که لیوانی از چای به دست دارد که سطح آن را لایه ای روغنی شکل پوشانده است، می گوید: چای ما همیشه به همین صورت است و به همین دلیل میلی به خوردن چای نداریم.«احسان» می افزاید: در این شهر استخر یا زمین فوتبال مناسبی وجود ندارد، که بتوان اوقات فراغت را گذراند و در نتیجه محیط شهری خیلی زود خسته کننده می شود.وی با اشاره به نبود مراکز بهداشتی و درمانی مناسب نیز می گوید: مرکز بهداشت پزشکان خوبی ندارد و اگر شدت بیماری بالا باشد، بیماران را به گناباد اعزام می کنند.وی خاطرنشان می کند: در این مرکز حتی بیماری مانند سرماخوردگی نیز درمان نمی شود چه برسد به دیگر بیماری ها.یکی دیگر از اهالی این خیابان نیز به خبرنگار ما می گوید: از چندی قبل قرار بود یک مرکز بهداشتی و درمانی جدید در شهر ایجاد شود اما به نظر می رسد مسئولان قول و قرارهای خود را از یاد برده اند.اگرچه بخشدار شهر کاخک درباره مسائل و مشکلاتی که به آن اشاره شد، توضیحاتی ارائه کرد که در شماره های بعدی منعکس خواهد شد اما سوال مهم اینجاست که چه طور بلایی خانمان سوز مانند خشکسالی می تواند اینچنین آه از نهاد کشاورزان و باغ داران برآورد.آن چه مهم است این نکته است که با توجه به خشکسالی حاد شهر کاخک، مسئولان باید با بررسی این شرایط، هرچه سریع تر نسبت به حمایت از کشاورزان و باغ داران آسیب دیده اقدام اساسی و عملی انجام دهند.بدون تردید حق این شهر کوچک که با ۵ هزار نفر جمعیت سالانه بنا بر آمار بخشداری تا ۲ میلیون زائر و مسافر دارد، بیشتر از آن چیزی است که اکنون دارد.این که در دل کویر شهری سرسبز پذیرای خیل زیادی از مردم باشد نعمتی است که اگر قدر دانسته نشود، تبعات سنگینی بر جای خواهد گذاشت