| مروری بر زندگی پربار علامه محمد حسين فاضل توني |
اديب يگانه و حكيم فرزانه حضرت علامه مرحوم آقا شيخ محمد حسين فاضل توني (ره) شب بيست و پنجم محرم سال مجاعة 1298 قمري، در تون در خانواده اي از اهل فضل و تقوا ديده به جهان گشود. پدرش مرحوم ملا عبدالعظيم، واعظ بود و در تون و حوالي آن شهرت و محبوبيتي داشت. وي پيش از آنكه فرزندش به سن تعلم رسد، او را در مكتب سپرد و آن كودك صاحب قريحه با شوقي تمام سرگرم تحصيل شد. خواندن را به اندك مدتي آموخت، چند ماهي نيز به تمرين نوشتن پرداخت و بلافاصله به تحصيل مقدمات عربيت آغاز كرد و قرآن را تماما به حافظه سپرد. سه چهار سالي از تحصيل آن مرحوم نگذشت كه پدرش به جوار رحمت حق پيوست و كودكي خود را يتيم و بي سرپرست گذاشت و چون در طي زندگي از قيد علائق آزاد بود و توجهي به اندوختن مال نداشت، ميراثي نيز از خود بجاي ننهاد. فقدان پدر و نداشتن ممري ثابت براي معيشت به هيچ وجه موجب وهن و فتوري در عزم راسخ و شوق وافر مرحوم فاضل نشد و پس از چندي به تحصيل ادبيات عرب پرداخت. در همان زادگاه خود سيوطي را نزد ملامحمد باقر توني، و مغني را نزد آقا ميرزا حسين به اتمام رسانيد و مقداري از مطول را هم فرا گرفت. هم از عهد خردي آثار بزرگي از ناصيه اش هويدا بود. قدرت حفظ و حدت ذهن و سرعت فراگيريش بحدي بود كه تحسين و تعجب همگان را بر مي انگيخت. چندي بر نيامد كه در همان زادگاه خود سرآمد اقران و مشار با لبنان شد و افراد متمكن فرزندان خود را براي تحصيل يا مباحثه به خدمتش مي فرستادند. هجرت براي فراگيري علوم چون به هفده سالگي رسيد، ديگر محيط محدود تون را براي خود كوچك يافت و ناچار براي استفاضه از محضر اساتيد بزرگ، ترك وطن و خاندان گفت و به مشهد مقدس عزيمت كرد و براي ادامه تحصيل در آنجا رحل اقامت افكند. نهنگ آن به كه در دريا ستيزد كز آب خرد ماهي خرد خيزد در مشهد، در مدرسه نواب به درس مطول مرحوم اديب نيشابوري حاضر مي شد.يك قسمت مطول را هم از دانشمند جامع الاطراف و كم نظير آقا ميرزا عبدالرحمن مدرس شيرازي آموخت. با ا ينكه علوم رياضي چندان مورد استقبال طلاب نبود، با شوق و شور تمام محضر مرحوم آقا ميرزا عبدالرحمن را براي آموختن خلاصه الحساب شيخ بهائي و هيئت و نجوم و تحرير اقليدس نيز مغتنم دانست و در تمام آنها تبحر يافت.براي آموختن فقه و اصول هم به محضر حجه الاسلام بجنوردي حاضر مي شد و از درس معالم مرحوم شيخ اسماعيل قايني نيز استفاده مي كرد. شش سال در مشهد مقدس ماند و با جد و جهد و هوش و حافظه سرشار خود از محضر اساتيد بزرگ آنخطه بهره ها برد. آنگاه به همراهي مرحوم شيخ محمد (كه بعدها در اصفهان به شيخ محمد حكيم معروف شد و طالبان حكمت قديم را از محضر پر بركت خود بهره مند ساخت) بصوب دارالعلم اصفهان رهسپار گشت تا به تحصيل فلسفه و حكمت و تكميل فقه و اصول بپردازد. در آن هنگام اصفهان مهد علم و دانش بود و بازار علوم ديني و فلسفي رونقي بسزا داشت. قريب دو هزار و پانصد طلبة پرشور و با حرارت در حوزه هاي مختلف علمي آن شهر مشغول استفاضه بودند و برخي از آنان مانند مرحوم حضرت آيه الله بروجردي بعدها به بالاترين مدارج علمي نائل آمدند.در اصفهان با شيخ محمد، حجرة محقري گرفتند و مدتي با هم به مباحثه و تحصيل پرداختند. تحمل ايام محنت بار اصفهان در ماههاي اول ورود به اصفهان، چون غريب و بي آشنا بودند و رتبه اي كافي نداشتند، از لحاظ معيشت بسيار در مضيقه بسر مي بردند، بسيار اتفاق مي افتاد كه استاد ما غذاي كافي براي سد جوع نمي يافت و اگر مي يافت از نان و ماست يا نان و پياز يا نان و پنير تجاوز نمي كرد. بس گرسنه خفت و كس ندانست كه كيست. مخصوصاً مكرر براي اين بنده فرموده بود كه اولين ماه رمضان را در اصفهان با سختي بسيار گذرانيد و افطار و سحر به نان و پياز و گاهي به نان و ماست اكتفا مي كرد و به واسطه تعفف و مناعت طبع هرگز كسي را از حال خود آگاه نمي ساخت. و حتي وقتي تجار خير طلاب را به افطار دعوت مي كردند، براي اين كه از درس و مباحثه باز نماند از اجابت دعوت آنان تن مي زد و به ما حضر خود قناعت مي ورزيد و با خود مي گفت: از خواب و خورش ثمر نيابي كاين در همه گاو و خربيابي زان روي كه مايه ها سرشتند ما را ورقــي دگــر نوشتــند تا در نگــريم و راز جــوئيم سر رشـته ی كـار بــاز جوئيم از همان روزهاي اول به درس حكمت مرحوم جهانگير خان قشقائي حاضر شد و شيفته و دلباخته آن استاد فرزانه گشت. مرحوم جهانگير خان دوره منظومه حكيم سبزواري را در مدت شش سال تدريس مي كرد كه البته قسمت اعظم مطالب شفا و اسفار نيز در آن ضمن بيان مي شد. تحصيل حكمت و فقه علامه فاضل توني مرحوم فاضل در سومين مرتبه كه جهانگير خان به تدريس منظومه آغاز كرد به محضر او پيوست و در تمام مدت شش سال (جز موقعي كه به مرض حصبه مبتلا شده بود) حتي يك روز از درس آن بزرگ غفلت نفرمود. در روز شروع، قريب يكصد و بيست تن طلبه حضور داشتند ولي بتدريج كه مباحث پيچيده و مشكل مي شد، عده طلاب رو به كاهش مي نهاد. عده اي در مبحث وجود ذهني به تحليل رفتند و عده ديگر در مبحث عاقل و معقول، و هكذا ....... و به حكم خليلي قطاع الفيا في الي الحمي كثــير و امـا الواصلــون قليــل و مانند مرغاني كه به عزم ديدار سيمرغ عازم قله قاف شدند و جز عده معدود به منزل مقصود نرسيدند، عده بسيار كمي از طلاب آن دوره را به پايان رساندند. خرم آن تركي كه استيزه نهد اسبش اندر خرمن آتش جهد گرم گرداند فرس را آن چنان كه كند آهنــگ اوج آسمان گر پشيماني ورا عيبي كند آتش اول در پشيماني زنــد خود پشيماني نرويد از عدم چون ببيندگرمي صاحب قدم به موازات تحصيل حكمت، براي تحصيل فقه از حوزه هاي درس علماي بزرگ اصفهان چون مرحوم سيد محمد صادق خاتون آبادي و مرحوم آخوند فشاركي و مرحوم آقا سيد علي نجف آبادي استفاضه كامل برد. از حسن قضا در همين هنگام مرحوم حاج شيخ عبدالله گلپايگاني از علماي بزرگ نجف به اشاره اطبا براي تغيير آب و هوا در اصفهان سكني گزيد و مرحوم فاضل مقدم آن بزرگ را فيضي بزرگ و مهبتي عظيم دانست و از مجلس درس اصول ايشان فايده ها اندوخت. مرحوم فاضل مي فرمود: مجلس درس حاج شيخ عبدالله گلپايگاني از لحاظ استفاده از مجالس كم نظير بود، چه وي بياني ساده و رسا و دقيق داشت و براي تفهيم مطالب مثالهاي ساده از زندگاني روزانه مي آورد. از طرف ديگر حوزه درسش بخلاف رسم آن عهد آرام و بدون هياهو و جرو بحث بود.طرز استدلالي كه از ايشان درباره قاعده ترتب شنيدم از هيچيك از استادان ديگر نشنيدم. علامه فاضل توني مدت يازده سال در اصفهان ماند و جز به تحصيل و مباحثه و ندريس و عبادت و رياضت و تهذيب نفس بكاري نپرداخت و هميشه خود مي فرمود بهترين ايام عمر من ايامي است كه در اصفهان گذرانده ام. عزيمت به تهران و ملازمت حكيم ميرزا هاشم اشكوري بالاخره هواي وطن مالوف، مرحوم فاضل را پس از سالها باز به خراسان كشانيد و پس از توقف ماهي چند در آن سامان، مجدداً به قصد اصفهان حركت فرمود. چون به تهران رسيد، شنيد كه مرحوم حكيم آقا ميرزا هاشم اشكوري مدرس معقول مدرسه سپهسالار جديد، به تدريس شرح مفتاح الغيب شروع كرده است. چند روزي براي كسب فيض از آن عالم متبحر پرماميه به جلسه درس ايشان حضور يافت. تسلط و احاطه آن استاد بزرگوار در حكمت و عرفان و لطف و محضر و صفاي باطن ايشان چنان بود كه همين كه چشم مسافر ما به جمال او افتاد، عزم رحيلش بدل به اقامت شد و مدتي چند نيز ملازمت خدمت آن استاد را برگزيد. گفت مقصودم تو بودستي نه آن ليك كار از كار خيزد در جــهان مرحوم اشكوري همين كه تدريس مفتاح الغيب را به پايان رسانيد، به تدريس اسفار شروع فرمود و مرحوم فاضل با آنكه قسمت اعظم آن را نزد مرحوم جهانگير خان ديده بود، مجدداًُ دوره اسفار را ديد. همچنين در درس فصوص الحكم ايشان نيز حضور مي يافت و بعد از ظهرها هم بطور خصوصي در خدمت ايشان به تحصيل تمهيد القواعد مي پرداخت. هوش و حافظه عجيب، شور و اشتياق كامل نسبت به علم و معرفت، ملازمت اساتيد طراز اول، ممارست خستگي ناپذير، همه دست به هم داد و موجب شد كه وي استادي كامل و محيط، و عالمي كارآمد و مسلط شود، كه اذا اراد الله شيئاً هيّاً اسبابه. (وقتي كه اراده خداوند بر چيزي تعلق گيرد اسبابش را فراهم مي كند). استاد علامه فاضل توني بر كرسي تدريس در حوزه و دانشگاه پس از فوت مرحوم آقا ميرزا هاشم اشكوري، مرحوم فاضل به مدرسه دارالشفا رفت و در آنجا حوزه درسي دائر فرمود و طلاب فاضل و مستعد را از معلومات وسيع خود بهره مند ساخت. در سال 1333 قمري در مدرسه سياسي بتدريس عربي پرداخت و پس از چندي تدريس فقه و منطق نيز بعهده آن بزرگوار محول شد. چندي هم در دارالفنون و موسسه وعظ و خطابه افاضه فرمود. در سال 1313 شمسي تدريس عربي دارالمعلمين عالي، كه تازه افتتاح شده بود،به ايشان محول گشت و سپس تدريس منطق و فلسفه نيز بدان اضافه شد. همچنين از بدو تاسيس دانشكده معقول و منقول در آن دانشكده نيز تدريس مي فرمود و به اين ترتيب هزاران نفر از مجالس درس ايشان كسب فيض كرده اند. در اين سالهاي اخير تدريس ايشان منحصراً در دانشكده ادبيات و معقول و منقول بود و در هر دو دانشكده، اولياي موسسه و اساتيد و همكاران و دانشجويان نهايت تبجيل و تكريم را نسبت به آن بزرگ مراعي مي داشتند و همواره با نظر احترام آميخته با محبت به ايشان مي نگريستند. استاد بزرگوار، از كساني بود كه علم و دانش را غايت و مطلوب بالذات مي دانند نه وسيله و افزار. بدين معني كه براستي هم از اوان كودكي تشنه دريافت حقيقت و كسب دانش و فضيلت بود و از ياد گرفتن و ياد دادن لذت مي برد. بهتر بگوييم شيفته حقيقت و عاشق حقيقت بود. علم و دانش را پر ارزشترين و جدي ترين امور مي دانست. اين بود كه چون درباره امور عادي زندگي سخن مي گفت، گاه كلمات و جملات را بدرستي ادا نمي كرد و حتي بعضي كلمات را شكسته بسته ادا مي فرمود ولي هنگام درس بكلي لحن تكلمش عوض مي شد و مطالب را شمرده و با طمانينه شرح مي داد و مشكلترين و پيچيده ترين مطالب را با قوت بيان ساده و روشن مي ساخت. و درس خود را به آيات قرآني و اشعار مولانا و حافظ و شيخ محمود شبستري مي آراست. ضمن تدريس براي رفع ملال دانشجويان غالباً مطالبي شيرين و مفرح بيان مي كرد و كمتر جلسه درس ايشان بدون خنده و طيبت بپايان مي رسيد، خود آن مرحوم را نيز گاه چنان خنده مي گرفت كه مدتي سخنش قطع مي شد. مجلس درس و بيان شيوايش بقدري جالب بود كه غالبا دانشجويان رشته هاي ديگر نيز در مواقع فراغت حضور در جلسه درس او را مغتنم مي دانستند و مجذوب احاطه علمي و حضور ذهن و حافظه شگرف و حسن بيان و ذوق و ظرافت و نيروي ايمان و صفا و سادگي مخصوص او مي شدند و سخنان او را در محافل و مجالس نقل مي كردند. هر كس چند جلسه به درس آن مرحوم حضور مي يافت، از وسعت علم و دانش و احاطه آن مرحوم در شعب مختلف علوم اسلامي خاصه در ادبيات عرب و حكمت قديم، دستخوش اعجاب و حيرت مي شد، و مجذوب صفاي قلب و بي آلايشي و بي پيرايگي و صدق و صفا و اخلاص ايشان مي گشت و در سلك مريدان آن وجود عزيز در مي آمد. تمام اساتيد و بزرگاني كه اين بنده ناچيز افتخار شاگردي و مصاحبت آنان را داشته ام متفق و همداستان بوده اند و هستند كه مرحوم فاضل از ذخائر و نوادر عصر ما و به حقيقت بقيه الماضين و خيرالموجودين بود و در بعضي از قسمت ها بديل و نظيري نداشت. مراجع بزرگ تقليد به ايشان اجازه اجتهاد داده بودند. از جمله مرحوم حضرت آيه الله بروجردي در نامه اي كه چند سال قبل از فوتش به ايشان مرقوم داشته بودند، ايشان را بعنوان عماد العلماء المتالهين مخاطب قرار داده بودند. آثار علمي مرحوم فاضل مرحوم فاضل توني از نعمت خط تقريبا محروم بود و بزحمت مي توانست چيزي بنويسد، حتي امضاء كردن نيز براي ايشان خالي از اشكال نبود، چه آن مرحوم فقط در ايام كودكي چند ماهي در مكتب مشق نوشته بود. پس از آن به واسطه قدرت حيرت انگيز حافظه احتياجي بثبت و يادداشت مطالب نداشت و بنابراين بندرت ممكن بود چيزي بنويسد به همين جهت آثار قلمي آن مرحوم معدود است و همان ها را هم معمولا ديكته كرده و ديگران نوشته اند. اين آثار عبارتند از: 1- جزوه صرف اين كتاب عبارت است از تجزيه و تركيب مقداري از آيات قرآني كه در موسسه وعظ و خطابه سابق ديكته كرده است. در اين اثر نفيس استاد تنها به تجزيه و تركيب و ذكر نكات صرفي و نحوي اكتفا نكرده، بلكه بمناسبت هر آيه، نكاتي دقيق از تفسير و معاني بيان و كلام و حكمت و عرفان بيان فرموده است. 2- تعليقه بر شرح فصوص و آن كتابي است كوچك و بسيار شيوا متضمن اشارات و دقائق عرفاني و در واقع بمنزله رساله دكتري آن مرحوم است و با مقدمه اي از استاد دانشمند آقاي فروزانفر به چاپ رسيده است. 3- منتخب قرآن و نهج البلاغه و آن مجموعه اي است از آيات قرآني و كلمات قصار و چند خطبه از نهج البلاغه با شرح لغات مشكل آن. 4- صرف و نحو و قرائت (براي سال اول و دوم و سوم دبيرستانها) در تاليف اين كتاب، دو تن از اساتيد دانشگاه با آن مرحوم همكاري داشته اند. صرف هر سه جلد و متون و قرائت آنها را آن دو تن، و نحو آنها را مرحوم جناب فاضل تهيه كرده اند. 5- منتخب كليله و دمنه و وفبات الاعيان ابن خلكان منتخبي است از كليله و دمنه عربي عبدالله بن المقفع، و وفيات الاعيان ابن خلكان، با شرح ايضاح لغات مشكل آن دو. 6- ترجمه فنون سماع طبيعي شفا كه توسط يكي از شاگردان تنظيم شده بود. 7- جزوه منطق شامل مطالبي كه استاد در رشته فلسفه دانشكده ادبيات ديكته كرده است و دانشجويان يادداشت برداشته اند. 8- حكمت قديم (در طبيعيات) آن هم مطالبي است كه استاد در رشته مزبور ديكته كرده است. اين دو كتاب نفيس را مرحوم فاضل بخرج خود به چاپ رساند و چون تصحيح چاپ آن دور ا به يكي از دانشجويان واگذار فرموده است، متاسفانه اغلاط چاپي آنها خارج از حد و حصر است. 9- الهيات كه آن را سالها قبل ديكته فرموده بود ولي به چاپ نرسيده بود و چون رياست دانشكده ادبيات وقت از وجود آن اطلاع يافت، با اصرار و ابرام از جناب فاضل خواست كه آن را به چاپ برسانند.(1) فراگيري حكمت از علامه فاضل توني اين كمترين حسن حسن زاده آملي شرح قيصري بر فصوص الحكم، و قسمتي از اوائل طبيعيات شفاي شيخ رئيس را در محضر مباركش درس خوانده است، و مَدرس ما دارالعلم آن جناب اعني سراي آن سرور در كوچه ميرزا محمود وزير جنب سرچشمه تهران بود كه به فرمان آن بزرگوار صبح هر روز اول طلوع آفتاب از مدرسه مروي بدانجا براي درس حاضر مي شديم. پس از شرح قيصري براي بنا گذاري درس شفاء در ساعت چهار بعد از ظهر روز دوشنبه بيست و سوم مهرماه سنه هزار و سيصد و سي و پنج شمسي به حضور انورش تشرف حاصل كردم، نخست نسخه اي از الهيات را كه از آثار قلمي خود آن جناب است به بنده اهداء فرمود، و سپس از هر دري سخن به ميان آورد: از زبان مبارك استاد فرمود تاريخ تولدم بيست و پنج محرم سنه هزار و دويست و نود و هشت هجري قمري است (1298 هـ ق) و اكنون عمرم هفتاد و هشت (78) سال است. و فرمود: يازده ساله بودم كه پدرم مرحوم ملاعبدالعظيم كه واعظ تون و حوالي آن بود و محبوبيت و شهرتي خاص و بسزا داشت، به بيماري ذَرَب در شبي كه تنها من با ايشان بودم وفات نموده است و من هيچ ملتفت نشده ام كه ايشان مرحوم شده است. و فرمود: در تون، صرف را خدمت شيخ محمد حسن تلمذ نموده ام. و جامع المقدمات و شرح قطر و هشت باب مغني اللبيب و شرح سيوطي بر الفيه ابن مالك را در تون خوانده ام. و مطوّل را در مشهد خدمت اديب نيشابوري تا مسنداليه در تحقيق ما انا قلت، كه در اينجا خوب تحقيق نكرد و مايوس شدم پيش شخصي به نام آقا ميرزا عبدالرحمن رفتم كه مثل اديب سر و صدا نداشت ولي اعلم از او بود، و تحقيق ما انا قلت را خوب بيان كرده است. و رياضيات را نيز پيش آقا ميرزا عبدالرحمن خوانده ام. و فرمود كه عادت مرحوم اديب اين بود كه درس هر روز را مي بايستي يكي از شاگردان بخواند، در روز چهارم نوبت به من رسيد كه از ديگران بهتر خواندم، مرحوم اديب گفت: اين رجل فاضل كيست، مرا پيش خود خواند و در پهلوي خود نشانيد، بدين سبب از آن روز به فاضل مشهور شدم. راقم گويد كه حقّاً جناب استاد فاضل توني اديبي به تمام و كمال بود، و قلمي شيوا و رسا داشت و بويژه قلم فارسي او بسيار دلنشين بود و در انشاي نثر فارسي توانا بود، جز اين كه از حسن خط حظّي نداشت. و فرمود سالي در مشهد مقدس كه مشغول تحصيل بودم، در ماه مبارك رمضان آن سال فقط سه تا سحر با نان و ماست بسر بردم، و بقيه را بر اثر تنگدستي با نان و پياز، ولي صفاي باطن و لذت روحي و معنوي را در همان سال يافته ام. راقم گويد كه مرحوم استاد فاضل توني در دوران تحصيلي در امر معاش سختي بسيار كشيده و چشيده است، و دو صد چندان اين شاگرد بي نوايش. بسيار از دو تن از استادانش يكي مرحوم جهانگيرخان قشقايي در اصفهان، و ديگر آقا ميرزا هاشم اشكوري در طهران، نام مي برد. و فرمود با آقاي بروجردي (مرحوم آيه الله حاج آقا حسين بروجردي) در درس آخوند كاشي (مرحوم آخوند ملا محمد كاشاني)، و درس جهانگيرخان قشقايي در اصفهان شركت داشته ايم. اين فقير الي الله كه خواست شرح قيصري بر فصوص الحكم را شروع كند از استاد علامه شعراني (ره) راهنمايي خواست، آن جناب فرمود اگر آقاي فاضل توني قبول كند خيلي خوب است. بعد از آن استاد شعراني فرمود كه من به سن شما بودم و در تهران درس مي خواندم، در همان وقت آقاي فاضل توني يكي از اساتيد حوزه علمي اصفهان بوده است و آوازه اي بسزا داشت و شهرت علمي تمام. پس از شرح فصوص ياد شده خواستم شفا را دو درسه بخوانم، چه اين كه يك درس از كتاب نفس آن را در محضر استاد شعراني مشغول بودم، باز از آن جناب راهنمايي خواستم كه اجازه مي فرماييد شفا را از اول طبيعيات نزد فلاني (كه يكي از روحانيون نامداران آن روز طهران را اسم برده ام) بخوانم؟ در جوابم فرمود: اين آقا از خارج حرف و مطلب خيلي مي داند ولي ملاّي كتابي درس بخواند، اگر آقاي فاضل توني درس شفا را براي شما قبول كند خيلي خوب است. خاطره اي بس ناگوار خاطره اي ناگوار از درس شفاي استاد فاضل توني پس از مدت مديدي كه بسياري از طبيعيات شفا را در نزد وي خوانده ام، برايم روي آورده است، بدين شرح: در اين درس شفاء كسي با من شركت نداشت فقط من تنها به محضرش تشرّف مي يافتم. يك روز چهارشنبه كه روز آخر درس هفته است، ديدم آن جناب (ره) درست و موزون مطلب شفا را تقرر نمي فرمايد و پريشان مي گويد، و من چند بار سوال پيش آوردم و جواب مقنعي نفرموده است؛ چنين انگاشتم كه شايد مانعي پيش آمده است و درس را مطالعه نفرموده است. و روزهاي پنجشنبه و جمعه و ديگر تعطيليها در محضر استاد شعراني دروس رياضي فرا مي گرفتم، لذا فرداي آن روز چهارشنبه ياد شده براي درس رياضي به حضور استاد شعراني شرفياب شدم، و در آن محضر نيز تنها بودم؛ غرض اين كه بسيار خامي و بي ادبي از من سر زده بود كه به استاد شعراني عرض كردم: حضرت آقا ديروز جناب فاضل توني درس شفا را درست تقرير نفرموده است، و من چند بار سوال پيش آورده ام و لكن از ايشان جواب موزون و مطبوع نشنيدم، لاجرم سكوت كردم و پي گيري نكرده ام. استاد شعراني در اين هنگام گفتارم به نوشتن اشتغال داشت، بدون اين كه سربلند كند و مرا نگاه كند به حالت انقباض و گرفتگي چهره با لحني خاصّ و اعتراض آميز فرمود: درسها و بحثهايت را كم كن و شفا را پيش مطالعه كن و در آن بيشتر زحمت بكش. من خاموش شدم، ولي انفعالي شديد به من روي آورد كه شايد استاد شعراني اين گستاخي را از من درباره خودش نيز احتمال دهد كه در محضر استادان ديگر از ايشان هم چنين بي ادبي از من صادر شود. تا فرداي آن روز كه روز جمعه بود و براي درس رياضي تشرف حاصل كردم در حالي كه آن حالت انفعال بر من حاكم بود، به محض نشستن رو كرد به من و فرمود: آقا آن اعتراض ديروز شما بر آقاي فاضل توني، حق با شما است. زيرا كه ايشان به سكته مغزي دچار شده است و الان در بيمارستان بستري است و آن پريشاني گفتارش از رويداد طليعه سكته بود. پس از درس استاد شعراني، به بيمارستان رفتم، تا چشم آن جناب به من افتاد بشدت بگريست و مرا نيز به گريه آورد، دست و پايش را بوسيدم و عرض كردم آقا جان ما بايد از شما صبر و سكينه و وقار بياموزيم، جزاه الله سبحانه عنّا أحسن جزاء المعلمين. وفات علامه فاضل توني تربت آن بزرگوار در شيخان قم است، و آنچه بر لوح قبرش منقوش است تمام آن گفته و سروده حضرت استاد جلال الدين همايي متخلّص به سنا (رضوان الله عليه) در رثاي آن جناب و تاريخ وفاتش بدين صورت است. مدفن عالم فاضل بزرگوار حاج شيخ محمد حسين فاضل توني استاد دانشمند دانشگاه طهران، متولد 1298 قمري، و متوفاي پانزدهم شعبان 1380 قمري و دوازدهم بهمن 1339 شمسي. فاضل توني آن كه داشت بفضل اشــتـــهار و بلنــد آوايـــي بود نامــش حسـين و خلـق حسـن شهره در علم و فضل و دانايي هـم به تقــوا و دين مســلمّ بود هم به درس و فنون ملاّيي چون به هشتاد و دو رسيدش سال رخت بست از جهان غوغايي رفت در بــارگاه قــدس و شــدند قدســيانش به بــزم آرايــي خــواستم سال فــوت او ز سنا كه در اين فن بودش يكتايي گفـت تاريـخ فاضل توني است چون سه بر جمع آن بيفزايي عمري سراسر تعليم و تدريس و تاليف و مطالعه در ديباچه رساله الهيات كه نخستين بار از آن ياد كرده ايم فرمود: ......بسيار خوشبخت و سرفرازم كه در سراسر عمر طولاني خود جز در راه تحصيل يا تعليم، و مطالعه يا تاليف قدمي ننهاده، و ملك آزادگي و قناعت را بر هر چيز ترجيح داده ام...... تا اين كه در آخر همين ديباچه فرموده است. ...... پس اكنون كه آفتاب عمر من بأفول مي گرايد، از اين توفيقي كه حاصل شد بسيار شاكر و سپاسگزارم، چه شاي داين آخرين اثري باشد كه ازمن به چاپ مي رسد و همچون فرزند روحاني عزيز از من به يادگار مي ماند...... اين عبارت اخير كه فرمود: همچون فرزند روحاني ...... بدين نظر است كه آن جناب را اصلا فرزندي نبود. شگفت اين كه با آن همه شگفتي و سختيها و ناگواريها كه زمان تحصيل در تون و مشهد و اصفهان و تهران ديده است آرزويش اين بود كه اگر فرزندي داشت بايد روحاني و در مسير پدر باشد و في ذلك فليتنا فس المتنافسون. حضرت استاد فاضل توني را آثار گرانقدر از قبيل تعليقات بر اسفار و بر شفاء و بر شرح قيصري بر فصوص الحكم است. و برخي از آثار آن جناب چون رساله اي در الهيات و رساله اي در منطق و رساله اي در حكمت قديم و تعليقه بر فصول دوازده گانه قيصري بر شرح فصوص الحكم به طبع رسيده اند. و لكن اين رسائل نمونه اي از معارف و واقعيت آن جناب اند. و يكي ديگر از آثار آن جناب، ترجمه فن سماع طبيعي از كتاب شفاي شيخ رئيس است بدان گونه كه در نكته 950 كتاب هزار و يك نكته گفته ام: مرحوم استاد بزرگوارم جامع علم عقلي و نقلي، آيه الله ملا محمد حسين فاضل توني (ره)، روزي در مجلس درس شفاي شيخ رئيس كه در منزل آن جناب كه بيت المعمور اين كمترين بود تشرف مي يافتم فرمود: ترجمه شفاي شيخ كه به نام محمد علي فروغي است به تقرير و توضيح و املاء و القاي اينجانب است كه پيش از شما فروغي در نزد من آن را مي خواند و تحريرمي كرد. و خود فروغي هم در صفحه دوم ديباچه آن مي گويد: مخصوصاً استاد ارجمند جامع معقول و منقول آقاي شيخ محمد حسين معروف به فاضل توني........ ويژگيهاي اخلاقي علامه فاضل توني من در همه مدتي كه با آن سالار و سرور و پدر روحانيم محشور بودم و از محضرش استفاده مي كردم، يك كلمه حرف تند و درشت و يك بار اخم و ترش رويي از او نديده ام، فقط يك روز كه مي بايستي اول طلوع آفتاب سر درس حاضر باشيم، چند دقيقه دير شده است؛ فرمود: چرا دير آمديد؟ عرض كرديم اختلاف افق از مدرسه مروي تا اينجا موجب اين تفاوت شده است، تبسمّ فرمود و شروع به درس نمود. آن بزرگوار (روحي فداه) خيلي خوش محضر بود. اصرار داشت كه درس ما در اول طلوع آفتاب باشد، و به مطايبه مي فرمود: در اين وقت هم استاد مي فهمد كه چه مي گويد، و هم شاگرد مي فهمد كه چه مي شنود؛ و چون آفتاب بالا آمده است استاد مي فهمد كه چه مي گويد اما شاگرد نمي فهمد كه چه مي شنود؛ و در بعداز ظهر نه آن مي فهمد كه چه مي گويد و نه اين مي فهمد كه چه مي شنود. حضرت استاد علامه فاضل توني جامع معقول و منقول بود، و به حق از ذخائر عصر ما و از نوادر روزگار ما بود و حافظه اي بسيار سرشار و قوي داشت. و در ادبيات تازي و پارسي اديبي بارع و متضلّع بود. و از فقهاي بزرگي مدارك اجتهاد داشت. دروس نهايي فقه را در اصفهان در حوزه هاي درسي چون آقا سيد محمد صادق خاتون آبادي، و آخوند فشاركي، و آقا سيد علي نجف آبادي، و حاج شيخ عبدالله گلپايگاني (ره) كه از فقهاي بنام بودند به كمال رسانده است. يك دهان خواهم به پهناي فلك تاب گويم وصف آن رشك ملك ور دهان يابم چنين و صـد چنين تنــگ آيد در بــيان آن اميـــن اينقــدر هم گر نــگويم اي سند شيشــه دل از ضعيفـــي بشكند منبع: سايت تجلي عظام |
«خبرگزاري دانشجويان ايران - ايسنا» نوشت:
ميتوان ايران را بر اساس الگوي جامعه نبوي به اقتدار و عزت رساند.
رييس جمهور صبح امروز در ادامه ی سفر خود به شهرستانهاي مختلف استان خراسان رضوي در جمع مردم فردوس حضور يافت و آنها را انسانهايي پاك، صبور، انقلابي و مؤمن ناميد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، محمود احمدينژاد با بيان اينكه وظيفه ی ساختن كشور را برعهده داريم، گفت: عدهاي سعي ميكنند در تحقق اين مسير ياس ايجاد كنند و دائم ميگويند شدني نيست، در صورتي كه ما معتقديم ميشود ايران را براساس الگوي جامعه ی نبوي به اقتدار و عزت رساند و به يك جامعه مقتدر تبديل كرد.
اينها همه در گرو تلاش و مجاهدت جوانان، دانشگاهيان، كشاورزان، دامداران و همه اقشار مردم است.
وي با بيان اينكه نامگذاري سال 85 به نام سال پيامبر اعظم فرصت بسيار مغتنمي براي ترويج سيره ی پيامبر اكرم در جامعه است، افزود: سال نبوي، سال عزت و سربلندي و توكل برخداوند است.
وي يكي از ويژگيهاي پيامبران را توجه به توحيد دانست و گفت: همه پيامبران بر اين امر تاكيد ميكردند. يكي از نتايج توحيد، توكل است. توكل يعني اعتماد به خداوند. خداوند است كه گذشته و آينده ار ميداند و از همه آگاهتر است. ما بارها در تاريخ نتايج توكل را مشاهده كردهايم. ملت ايران به رهبري امام خميني (ره) با توكل بر خداوند در برابر طاغوت ايستاد با آن كه هيچ سلاحي نداشت ولي توكل بر خداوند اسباب پيروزي شد.
رييس جمهور در بخش ديگر از سخنان خود ادامه داد: بعضيها در حال حاضر از سيره نبوي دور شدهاند و به خداوند توكل نميكنند در صورتي كه دوري از توحيد و راه انبيا جز جهنم، نفرت، كينه و درگيري نتيجهاي ديگر نخواهد داشت. ما نيز در ساختن ايران اسلامي بايد به خداوند توكل كنيم.
وي با بيان اينكه در راستاي ساختن ايران اسلامي بايد به الگوهاي اسلامي توجه كرد، گفت: ما در حال حاضر شكست الگوهاي مادي را در اداره جوامع ميبينيم و هر روز نيز مشاهده ميكنيم كه مردم زيادي به توحيد و عدالت گرايش پيدا ميكنند. ايران 27 سال است كه پرچمدار عدالت و توحيد است.
احمدينژاد با بيان اينكه مردم ايران بايد دستهاي خود را به يكديگر گره بزنند و همت خود را براي ساختن ايران جزم كنند، گفت: چرا بايد در كشور ما ساختن راه آهن، بيمارستان و مسائل اينچنيني 50 سال طول بكشد؟ مگر نميشود يك بيمارستان و راه آهن را ظرف 5 يا 10 سال ساخت؟
رييس جمهور در بخش ديگري از سخنانش با بيان اينكه در حال حاضر در كشور ما پتانسيل عظيمي براي ساختن وجود دارد، گفت: معتقديم كه از سه برابر پتانسيل كنوني ميتوان در ساختن كشور استفاده كرد.
وي به راهكارهاي دولت در ساختن كشور اشاره كرد و افزود: إن شاء الله در جلسه هيات دولت در مشهد تصميمات خوبي در مورد شهرستان فردوس گرفته ميشود. دولت مصمم است كه يك آموزشگاه فني و حرفهاي براي جوانان فردوس تاسيس كند و همچنين به كشاورزان و باغبانان اين منطقه كمك نمايد. البته براي ترميم بافتهاي فرسوده اين شهرستان نيز اعتباري در نظر گرفته شده است. ما درصدديم فردوس را به يك منطقه ی گردشگري تبديل كنيم.
«خبرگزاري جمهوري اسلامي - ایرنا» نوشت:
رييس جمهور وارد شهر فردوس شد
رييس جمهوري اسلامي ايران در چهارمين روز از سفرش به خراسان رضوي صبح روز پنجشنبه وارد شهرستان فردوس در جنوب اين استان شد.
دكتر محمود احمدي نژاد ابتداي ورود به اين شهر مورد استقبال گرم و صميمانه امام جمعه، فرماندار، روحانيون و اقشار مختلف مردم فردوس قرار گرفت.
وي قبل از حضور در اجتماع مردم فردوس با حضور بر مزار شهداي اين خطه نسبت به آنان اداي احترام كرد.
رييس جمهور قرار است در جمع هزاران نفر از مردم فردوس كه با اشتياق از ساعتها قبل اجتماع كردهاند سخنراني كند.
فردوس در ۳۵۰ كيلومتري جنوب مشهد واقع است. اين شهرستان حدود ۶۰ هزار نفر جمعيت دارد.
و باز «خبرگزاري جمهوري اسلامي – ایرنا» نوشت:
رييس جمهور از افزايش اعتبارات خشكسالي براي فردوس خبر داد
رييس جمهور از افزايش اعتبارات مربوط به خشكسالي، سرمازدگي و بخشودگي جريمه ناشي از ديركرد بازپرداخت وامهاي كشاورزان شهرستان فردوس خبر داد.
محمود احمدي نژاد در نخستين برنامه از برنامههاي چهارمين روز سفرش به خراسان رضوي روز پنجشنبه در پرشور مردم فردوس گفت: با توجه به مشكلات فراوان اهالي به دليل خشكساليها و سرمازدگي علاوه بر افزايش اعتبارات خشكسالي، دولت جرايم معوقه وامها را از خزانه تامين كرده و مشمول بخشودگي ميشود.
وي افزود: اين شهرستان داراي سابقه تمدني طولاني است و ميراث فرهنگي غني دارد.
او گفت: يكي از نمادهاي بسيار با ارزش مهندسي ايراني قنات است لذا اعتباري براي احياي قناتها در شهرهاي فردوس، اسلاميه و بشرويه اختصاص داده خواهد شد.
رييس جمهور همچنين با اشاره به خطآهن مشهد بافق و درخواست مردم منطقه براي دسترسي به اين مسير گفت: مطالعه مسير خطآهن را بگونهاي عادلانه حل مي كنيم و پذيرفتهايم خطآهن طولانيتر شود اما همه مردم منطقه و شهرستانها از اين نعمت بزرگ استفاده كنند.
احمدي نژاد همچنين توسعه دو شهر فردوس و بشرويه، تبديل آنها به منطقه گردشگري، اختصاص بودجه به شهرداريهاي اين سه شهر براي احيا و بازسازي بافتهاي فرسوده و ساخت دو سالن ورزشي را از ديگر برنامههاي دولت براي اين منطقه عنوان كرد.
وي در ادامه با تاكيد بر اينكه زمان سازندگي است و اين سرزمين با كار، تلاش و مجاهدت الگوي جامعه نبوي خواهد شد گفت: بايد هركس در هرجا كه هست تكليف خود را انجام دهد.
او با اشاره به اينكه مردم فردوس با توكل به خدا و مجاهدت كوير را به گلستان تبديل كردهاند افزود: آيا ما نميتوانيم ايران را به گلستان و نمونه يك جامعه مقتدر تبديل كنيم.
رييس جمهور اظهار داشت: امروز ملت ايران با اقتدار، اتكا به خدا و همت، دانش و ايمان زلال آنان ميتواند به جامعه مقتدر علمي و اسلامي تبديل شود.
وي ادامه داد: بايد كشور را با الگوهاي اسلامي بسازيم چنانكه امروز بشريت از الگوهاي ساخته دست قدرتمندان به ستوه آمده است.
او در ادامه سخنانش با تاكيد بر ايجاد و ساخت هرچه سريعتر زيرساختها چون صنايع و راهها و سدها گفت: محور كار ما در احداث امور زيربنايي بايد اشتغالزايي باشد زيرا امروز بيكاري به سد و مانعي بزرگ در برابر پيشرفت جوانان تبديل شده است.
وي با بيان اينكه ايجاد اشتغال در راس امور دولت افزود: دولت موظف است زمينه را فراهم كرده و حمايت قانوني و پشتيباني فني، مالي را از جوانان و كارآفرينان داشته باشد.
احمدي نژاد ادامه داد: تمام ظرفيتهاي اشتغال در بخشهاي مختلف كشور شناسايي شده و براي فعال كردن آنها توسعه فعاليتهاي عمراني محور كار و مهمترين بخش ايجاد اشتغال است.
وي با بيان اينكه ظرفيت كار در كشور ما سه برابر وضعيت فعلي است ادامه داد: چرا بايد ۵۰سال طول كشد كه مردم راهآهن را ببينند و يا بيمارستان داشته باشند آيا نميشود ظرف پنج يا ۱۰سال اين طرحها را انجام داد.
او گفت: امروز ما پول را در اختيار داريم، ارز و ثروتمان در حسابهاي بيگانه خوابيده است و ميتوانيم از آن بهره بگيريم.
رييس جمهور افزود: مصمم هستيم كل بودجه عمراني كه مجلس براي امسال تصويب كرده ظرف شش ماه به صورت صحيح و درست در پروژههاي اشتغالزا و مهم مصرف نموده و اميدواريم براي شش ماه دوم هم بودجه لازم را در اختيار ما بگذارند تا به ميزان نيمه نخست سال كار كنيم.
وي با اشاره به نامگذاري امسال به نام پيامبر اعظم(ص) آن را يك فرصت و لطف از ناحيه خداوند در جهت توسعه و پيشرفت كشور دانست و گفت: بايد به بركت و واسطه وجود پيامبر(ص) متحد و منسجمتر و با همت بلندتر در اين جهت گام برداريم.
«خبرگزاري كار ايران - ایلنا» نوشت:
رييسجمهور در جمع مردم فردوس: دولت مصمم است كل بودجه عمراني سال 85 را ظرف شش ماه ابتداي سال مصرف كند
رييس جمهور با بيان اينكه جهان از الگوهاي استكباري به تنگ آمده است و ما شكست اين الگوها را ميبينيم، گفت: امروز همه ملتها به سمت توحيد گرايش پيدا كردهاند و ايران كه به پرچمدار توحيد در جهان تبديل شده است، بايد با اجراي عدالت و توحيد الگوي حيات طيبه را به نمايش بگذارد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، محمود احمدينژاد، رييسجمهور اسلامي ايران در چهارمين روز از سفر استاني خود به استان خراسان رضوي، در استاديوم ورزشي شهيد درخشان شهرستان فردوس با بيان اينكه كساني كه با محاسبات مادي فكر ميكنند ميتوانند بر دنيا مسلط شوند اشتباه ميكنند، گفتك تنها راه پيروزي انجام وظيفه و تكاليف الهي است.
همه زورگويان عالم دست به دست هم دادند و عليه اين ملت بودند، در درون كشور يك حكومت فاسد مسلح پاسخ ملت را با گلوله ميداد و تنها عاملي كه باعث پيروزي ملت بر كفر و طاغوت شد، توكل بر خدا بود.
وي ادامه داد: اگر امروز ميبينيم كه در دنيا آتش كينهها، جنگها و تبعيضها وجود دارد، به خاطر دوري از تعليمات انبياء و عدم توكل بر خداست و امروز بايد دست به دست هم دهيم و با كار و تلاش و مجاهدت الگوي جامعه نبوي را در ايران برپا كنيم.
رييس قوه مجريه با بيان اينكه عدهاي ميخواهند ياسپراكني كنند، گفت: براي ساخت كشور عدهاي مايوس هستند و ميگويند نميشود، چطور مردم فردوس توانستهاند كوير را به گلستان تبديل كنند، آيا ما نميتوانيم ايران را بسازيم و به گلستان تبديل كنيم؟ ملت ايران با همتهاي بلند و ايمانهاي زلال و با اتكاء به دانش و ايمان جوانان، جامعه نمونه اسلامي را در اين سرزمين برپا ميكند.
احمدينژاد در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اينكه مشكل بيكاري يكي از دغدغههاي دولت است، گفت: امروز بيكاري به يك سد در برابر جوانان ما تبديل شده است و براي حل اين مشكل يك سلسله مسووليت برعهده دولت است و يك سري مسووليت بر عهده مردم.
دولت وظيفه دارد با فراهم كردن زمينهها، شرايط مالي و زيرساختها اين مشكل را حل كند و شما هم با كار و تلاش و كوشش بايد به دولت كمك كنيد.
وي ادامه داد: ما مصمم هستيم كل بودجه عمراني سال 85 را كه در مجلس به تصويب رسيده است، ظرف شش ماه ابتداي سال مصرف كنيم و اميدوارم در متمم بودجه به همين مقدار براي ما بودجه مصوب شود.
رييسجمهور انجام كارهاي عمراني، تشكيل صندوق مهر امام رضا در كل شهرستانهاي كشور و سهميهبندي منابع مالي بانكي را از اعم برنامههاي دولت در بحث ايجاد اشتغال نام برد.
احمدينژاد در پايان سخنان خود از افزايش اعتبارات مربوط به خشكسالي و سرمازدگي باغهاي فردوس، بخشش جرايم وامهاي كشاورزي، تخصيص بودجهاي براي احياء قنوات فردوس، حل مسأله عبور خط راهآهن از فردوس، تصويب شهرهاي فردوس و بشرويه به دو منطقه گردشگري، كمك دولت به اصلاح بافتهاي فرسوده شهري فردوس، ايجاد مركز آموزش فني و حرفهاي و ساخت دو سالن مجهز ورزشي مخصوص دختران و پسران در شهرستان فردوس خبر داد.
«خبرگزاری مهر» نوشت:
نماینده فردوس و طبس پیش از سخنرانی رئیس جمهور در جمع مردم فردوس: بیکاری در فردوس با ایجاد صنایع مادر برطرف می شود.
نماینده فردوس و طبس در مجلس شورای اسلامی گفت: ایجاد صنایع مادر و زیر بنایی مثل سیمان و پتروشیمی می تواند پاسخگوی نیاز 10 هزار جوان بیکار این شهرستان باشد.
به گزارش خبرنگار"مهر" در مشهد، محمدرضا امیرحسنخانی پیش از سخنان رئیس جمهور در جمع مردم فردوس در سخنانی اظهار داشت: علیرغم هشت سال خشکسالی و دوسال سرمازدگی حجم کل اعتبارات خشکسالی این شهرستان یک دهم درصد بوده است .
وی افزود: متاسفانه نام فردوس از زمره مناطق محروم نیز حذف شده در حالی که هیچ تغییری در وضعیت این مردم بوجود نیامده است.
امیر حسنخانی با بیان اینکه انتظار مردم رفع محرومیت از چهره این شهرستان و جبران کمبودهای گذشته است، گفت : ایجاد دانشگاه دولتی و آغاز مطالعه احداث راه آهن از جمله درخواست های به حق مردم شهرستان فردوس است .
و مهر نیوز در «گزارش خبرنگار اعزامی مهر» نوشت:
احمدی نژاد در اجتماع پرشکوه مردم فردوس: صندوق مهر رضا در میلاد حضرت زهرا (س) افتتاح می شود.
از بهره وری کارخانه ها و شرکت ها بر بودجه صندوق مهر رضا می افزاییم.
رئیس جمهور با ابراز امیدواری نسبت به اینکه صندوق مهر رضا در میلاد حضرت زهرا (س) تاسیس و بودجه آن اختصاص داده شود تاکید کرد : از بهره وری در کارخانه ها و شرکتهای مختلف بودجه هایی را به این صندوق اضافه خواهیم کرد.
به گزارش خبرنگار اعزامی "مهر" به خراسان رضوی، محمود احمدی نژاد صبح امروز در آغاز چهارمین روز سفر خود به این استان، در اجتماع با شکوه مردم شهرستان فردوس، این شهرستان را قطعه ای از بهشت و نگینی درخشان در کویر نامید.
وی با اشاره به لزوم انجام تکالیف الهی بر لزوم برپایی الگوی جامعه نبوی در ایران تاکید کرد و افزود : برخی همواره به دنبال یاس پراکنی هستند تا بگویند نمی توان این کار ار انجام داد اما همانگونه که مردم فردوس با تلاش خود کویر را به گلستان تبدیل کردند ما نیز می توانیم ایران را با همتهای بلند جوانان این مرز و بوم به جامعه ای مقتدر تبدیل کنیم.
احمدی نژاد اظهار داشت: امروز ملتها از الگوهای ساخته دست قدرتمندان به ستوه آمده اند و شکست مکاتب مادی در عرصه اداره جوامع به وضوح قابل ملاحظه است.
وی با تاکید بر لزوم حل هر چه زودتر مشکلات جوانان برای ورود آنان به عرصه سازندگی کشور افزود: امیدوارم در میلاد حضرت زهرا(س) با تاسیس صندوق مهررضا و اختصاص بودجه آن بتوانیم گام بلندی در رفع مشکلات مسکن، اشتغال و ازدواج جوانان برداریم و امیدوارم نمایندگان مجلس نیز برای افزایش بودجه این صندوق کمک کنند در عین حال از بهره بروری در کارخانه ها و شرکت های مختلف بودجه هایی را به این صندوق اضافه خواهیم کرد.
رئیس جمهور تصریح کرد: در سال جاری 35% و سال آینده 50% وامهای بانکی را سهمیه بندی می کنیم تا سهم هر شهرستان مستقیما به همان جا برسد .
وی با اشاره به جلسه امشب هئیت دولت درخراسان رضوی، افزایش اعتبارات مربوط به خشکسالی و سرمازدگی باغات، بخشودگی جرایم کشاورزان، تخصیص اعتبار برای احیای قنوات، حل مشکل خط آهن، کمک برای اصلاح وضعیت شهری، تاسیس مرکز آموزش فنی و حرفه ای، احداث مجموعه ورزشی مجهز برای جوانان و تصویب تبدیل فردوس و بشرویه به دومنطقه نمونه گردشگری را از جمله تصمیمات دولت برای رفع مشکلات و پیشرفت شهرستان فردوس عنوان کرد.
قسمت اول
تمرکز۳۰۰ مطب در يک خیابان مشهد
جواد حاتمي
اشاره
در گذشتههاي نه چندان دور تجمع اصناف و تجار بسته به نوع کار و کسب آنها در يک نقطه از شهر براي شهرهاي آن روزگار امري پسنديده بود ولي مرور زمان، افزايش جمعيت و توسعه مشاغل اين پديده را متفرق کرد و امروز سراي بلور، سراي قماش، بازار فرش و... از انحصار در يک محدوده خاص خارج شده گرچه بازارهاي قديمي رونق لازم را دارند. در اين ميان يکي از رشتههايي که هر روز بردامنه تمرکز آن به جاي پراکندگي افزوده ميشود «مطبهاي پزشکان» در کلانشهر مشهد است.
بسياري از کوچههاي اطراف بيمارستانهاي مهم شهر مشهد به ويژه در محدوده بيمارستانهاي امام رضا(ع) و قائم(عج) امروز صرفا" محل طبابت پزشکان و محل ساخت برجهاي چند طبقه تحت عنوان مطب يا ساختمان اطباء و پزشکان شده است.
بارها شاهد گلايه و انتقاد شهروندان مشهدي به اين مسئله بودهايم و گزارشهايي هم در اين باره تاکنون انعکاس يافته ولي نه تنها مقررات و ضوابط قانوني براي منع گسترش مطبها در محدودههاي خاص عملي نشده بلکه به دلايل متعددي از جمله سودآوري آن براي شهرداري، صدور مجوزها همچنان ادامه دارد.
التماس به منشي
براي تهيه گزارش به خيابان پاستور و کوچههاي پشت بيمارستان قائم(عج) سرميزنم، بسياري معبرها يکطرفه است و جايي براي پارک خودرو يافت نميشود. براي پارک خودرو بايد چند کوچه آن طرفتر رفت و در تاريکي کوچههاي محل خودرو را به امان خدا رها کرد.
ساختمانهاي شيک و نوساز با نماهاي سنگ و تزئينات آنچناني هجمه بيماري را به انسان تشديد ميکند، ساختمانهايي که از پول يکايک بيماران برافراشته شده، امروز در هر طبقه
آن چند مطب پزشک تدارک ديده شده و يک ميز منشي با چند صندلي براي نشستن بيماران تنها فايده آن براي مردم است.
وارد يکي از مطبها در طبقه سوم يکي از اين آسمانخراشها ميشوم. انبوه بيماران دورتا دور اتاق انتظار نشستهاند، چند نفر هم سرپا ايستادهاند، در دستشويي هم قفل است و بيماران و مراجعان بايد کليد آن را با التماس ازمنشي دريافت کرده و قضاي حاجت نمايند،
يکي از مراجعان به اين مطب که خود را«حسيننژاد» و از اهالي شيروان معرفي کرد به گزارشگر ما گفت: متاسفانه در شهرستانها پزشک متخصص و فوقتخصص حضور ندارد لذا مردم مجبورند با تحمل هزينههاي هنگفت براي درمان خود راهي مشهد شوند. به گفته وي به دليل نبود برنامه در جامعه و کشور ما در حالي که شهرها و روستاهاي ما از نعمت پزشک محرومند ولي در مشهد و کوچههاي اطراف بيمارستان قائم يک شبه مطب ساخته ميشود و الان رفت و آمد براي دسترسي به اين مطبها مشکلساز شده است.
يکي از ساکنان خيابان پرستار نيز به گزارشگر ما گفت: متاسفانه دامنه تخلفات شهرداري و سازندگان ساختمانهاي اطباء درمحدوده خيابانهاي پرستار، عارف و محتشمي آنقدر بالا رفته است که هر روز شاهد توسعه مطبها به رغم ممنوعه بودن محل هستيم.
نقص قانون
وي با اشاره به اين جمله که«قانون روح جامعه است و جامعه بيقانون محکوم به فناست» افزود: متاسفانه شهرداري منطقه يک مشهد خود بايد مجري قانون و مدافع حقوق شهر و شهروندان باشد در بحث صدور مجوز براي مطبهاي پزشکان نقص قانون کرده و ميکند. وي گفت: شهرداري که ساختمان خودش در ميدان راهنمايي در داخل طرح قرار دارد و فکري براي آن نميکند طبيعي است که تخلف ميکند و هر چه مردم اعتراض کنند به گوش مسئولان نميرسد.
اين شهروند که حاضر به معرفي خود نشد تاکيد کرد: در رابطه با اعتراض اهالي منطقه نسبت به فعاليت بيش از 300 مطب پزشک در خيابانهاي پرستار، عارف و محتشمي از اوايل ارديبهشت ماه 83 يعني حدود 2 سال قبل به دهها اداره و مرجع قانوني نامه نوشتهايم و تاکنون براي حل اين مشکل و جلوگيري از تمرکز مطبهاي پزشکي 110 بار مکاتبه و مراجعه به ادارات و سازمانهاي مختلف داشتهايم ولي هنوز سر جاي اولمان هستيم و ساخت وسازها، تغيير کاربريها و استقرار پزشکان در اين محدوده ادامه دارد.
وي تصريح کرد: در حالي که تمام مديران، مسئولان و دستگاهها، موافق حرف مردم مبني بر عدم استقرار پزشکان در يک محدوده خاص و خواستار تمرکززدايي هستند ليکن هيچگونه عکسالعمل مثبتي را از آنها شاهد نبودهايم.
يک شهروند:
در پيگيري مشکل تجمع مطبهاي پزشکان درخيابان پرستار 110 بار مکاتبه و مراجعه بدون نتيجه با مسئولان داشتهايم
ارمغان تمرکز صدها مطب در يک خيابان شهر مشهد ترافيک و سرگرداني مردم و بيماران است
يک طرفه شدن خيابانهاي عارف، پرستار، محتشمي و... مشکلات عديدهاي را براي اهالي محله به وجود آورده است
تمرکز مطب و ايجاد کلني پزشکان در يک محدوده از شهر مشهد سبب افزايش قيمت کاذب املاک شده است
يک پزشک مطلع:
ضرورتي ندارد افراد و اصناف خاص در يک جاي ويژه جمع شوند
تغيير کاربري
«عمومي» يکي از ساکنان محل نيز گفت: در جامعه ما آنچه که به فراموشي سپرده شده کرامت شهروندان است چرا که تجمع اين همه مطب و صنوف وابسته به پزشکي و درمان در يک محدوده خاص نه تنها براي اهالي بلکه براي ترافيک شهر، مردم، بيماران و... ايجاد اشکال کرده و ميکند و بايد جلو توسعه آن گرفته شود.
به گفته وي ساخت وساز مطبها ادامه دارد اين در حالي است که برخي از آنها تغيير
کاربري از مسکوني به تجاري داده و از شهرداري هم مجوز ندارند و تراکمهاي لازم و پارکينگ و ساير تعهدات شهرسازي را هم عمل نکردهاند. با اين حال به رغم اعتراض اهالي و حضور پليس ساختمان تاکنون نه تنها جلو ساخت وساز مطبها را نگرفتهاند بلکه شاهد توسعه اين گونه بناها هستيم.
وي با اشاره به اينکه 120 نفر از اهالي محل با امضاي طوماري به رئيسجمهور خواستار رفع مشکل تمرکز پزشکان در يک نقطه شهر مشهد شدهاند افزود: متاسفانه پيگيري اهالي از طريق شوراي شهر، شهرداري، استانداري، مسکن و شهرسازي، سازمان نظام پزشکي، دانشگاه علوم پزشکي، کميسيون اصل 90، سازمان بازرسي کل کشور، رياست جمهوري و دادستان مشهد نتيجهاي در برنداشته است.
وي از ادامه تراکمفروشي و توسعه مطبهاي پزشکان در اين محدوده خاص انتقاد کرد و آن را عامل ضعف مديران دانست و تاکيد کرد: شهرداري که فلسفه وجودي آن خدمت به شهروندان است اکنون خودش يک گرهي بر مشکلات مردم شده و در وظايف قانوني خود کوتاهي ميکند.
به گفته وي از آنجا که پزشکان از طبقه مرفه جامعه و پولدار هستند لذا شهرداري با فروش تراکم و جريمههاي کلان در قبال تخلفات به آنها اجازه کار و احداث مطب ميدهد که اين خلاف مصوبات قانوني و طرح جامع شهر مشهد است.
خيابانهاي يکطرفه
متصدي يک واحد صنفي در خيابان احمدآباد نيز به گزارشگر ما گفت: مدتهاست که هجوم پزشکان به اين منطقه آغاز شده و بسياري از مطبها و ساختمانهاي چند طبقه که اغلب داراي کاربري مسکوني بوده و هستند تبديل به مکان تجاري براي پزشکان شده است و اين ازدحام و تعدد مطبها مشکلاتي را براي اهالي محل و مراجعان به وجود آورده و به عنوان يک کسبه محل قادر به آوردن خودرو شخصي به نزديکي محل کارم نيستم و همواره شاهد قفل شدن ترافيک در اين محدوده هستيم و تردد آمبولانسهاي حامل بيماران هم مختل ميشود.
وي گفت: هر روز بر تعداد مطبها در اين مکان افزوده ميشود ولي از پارکينگ، سرويس بهداشتي، فضاي سبز و... خبري نيست.
«رحيمي» از ساکنان خيابان عارف نيز به گزارشگر ما گفت: يکطرفه شدن خيابانهاي عارف، محتشمي، پرستار و کوچههاي محدوده آن از سوي راهنمايي و رانندگي و سازمان ترافيک شهرداري مشهد مشکلات عديدهاي را براي اهالي محل به وجود آورده وحق و حقوق ما ساکنان منطقه ضايع شده است. وي افزود: شهرداري با فروش تراکم و تغيير کاربري در حق ما ظلم ميکند و به هر جا که تاکنون شکايت کردهايم جوابي دريافت نکردهايم.
يک کارشناس شهري نيز با ابراز نگراني از تمرکز واحدهاي ارائهدهنده خدمات درماني و بهداشتي در يک نقطه شهر مشهد گفت: اين پديده منجر به ايجاد قيمت کاذب در منطقه شده و هر روز شاهد افزاش قيمت املاک آن هستيم و اهالي محل نيز از اين موضوع به ستوه آمده و رضايتي از اين تمرکز ندارند.
ترافيک 7 ساعته
مهندس«جلالي» تاکيد کرد: قريب به 2 هزار پزشک عمومي و متخصص شهر مشهد در همين
محدوده کوي دکترا و بيمارستانهاي امام رضا، قائم و... هستند و مراجعه بيماران به ويژه درنوبت عصر به مطبهاي آنان مشکلات ترافيکي شديدي را به وجود ميآورد که همه روزه از ساعت 3 بعدازظهر تا 10 شب در منطقه شاهد آن هستيم.
وي با ابراز نگراني از تجمع بيش از حد مطبها و نحوه نامناسب جمعآوري زبالههاي عفوني اين اماکن گفت: اين مسئله سلامت اهالي ساکن در اين محدوده را تهديد ميکند.
وي افزود: شهرداري مشهد به عنوان متولي امور مختلف در شهر بايد بر توزيع محل فعاليت پزشکان در سطح شهر نظارت کند و سازمان نظام پزشکي و دانشگاه علوم پزشکي هم براي فعاليت پزشکان و اطباء محلهاي مشخص و متفرق در سطح شهر را انتخاب و تعيين کند.
وي با اشاره به اينکه در بسياري از شهرستانهاي استان ما پزشک متخصص نداريم افزود: چرا در يک خيابان مشهد شاهد فعاليت 300 پزشک متخصص باشيم و پيرمرد و پيرزن روستايي ما از فاصله 300-400کيلومتري مجبور باشند براي طبابت به مشهد بيايند و مشکلات و هزينههاي زيادي را متحمل شوند.
وي عدم برنامهريزي مسئولان در سطح کشور و استان را معلول اين اتفاق ناگوار دانست و تاکيد کرد: اگرچه از 5 سال قبل بحث تمرکززدايي در محل فعاليت پزشکان و توزيع مناسب اطباء در کشور و استان آغاز شده ولي اين مهم هنوز در مشهد محقق نشده است.
تائيد ميکنيم
يک عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشکي مشهد نيز در گفتگو با گزارشگر ما مشکلات متعدد ناشي از تمرکز مطبهاي پزشکي و تبديل شدن اطراف بيمارستانهاي امام رضا(ع) و قائم(عج) به کلني پزشکي را تاييد کرد. وي افزود: تجمع مطبهاي پزشکان در يک محدوده خاص از شهر مشهد که 5/2 ميليون نفر جمعيت ثابت و 17 ميليون جمعيت سيار (زائر و مسافر) در طول سال دارد تبعات فرهنگي اجتماعي بسياري دارد که نخستين مشکل منفي آن ترافيک شديد در محل و قفل شدن تردد خودروها به ويژه آمبولانسها و خودروهاي حامل بيماران است.
دکتر«يارمحمدي» افزود: برخي اوقات ترافيک دراين منطقه به حدي است که تردد افراد پياده هم امکانپذير نيست. وي با اعلام اين نکته که ضرورتي ندارد افراد و اصناف خاص در يک جاي ويژه جمع شوند افزود: ارائه خدمات به مردم در هر جاي شهر ممکن است و مسئولان بايد فکري براي اين مهم بردارند. وي متفرق کردن بيمارستانها و مراکز درماني به ويژه مطبها درنقاط مختلف شهر را به سوي مردم، دولت و ساکنان شهر و شهرداري دانست و تمرکززدايي در ارائه خدمات پزشکي درکلانشهر مشهد را خواستار شد.
ادامه دارد ۲۳/۱/۸۵ص۴